تبلیغات
دانشجویان دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89 - داستان عشق و دیوانگی
 
دانشجویان دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به بچه های واحد دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89 می باشد.
dentistrybahman89@yahoo.com

مدیر وبلاگ : n@z@nin
نظرسنجی
نظرتون در مورد ادامه فعالیت وبلاگ چیه؟؟؟؟لازم هست ک ادامه داشته باشه؟؟؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک.
همگی از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد، من چشم می گذارم و از آنجایی که کسی نمی خواست دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد.
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن .. یک .. دو .. سه .. همه رفتند تا جایی پنهان شوند.
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد، اصالت در میان ابرها مخفی شد، هوس به مرکز زمین رفت، دروغ گفت زیر سنگ پنهان می شوم اما به ته دریا رفت، طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد و دیوانگی مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد … و همه پنهان شدند به جز عشق که همواره مردد بود نمی توانست تصمیم بگیرید و جای تعجب نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است، در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید نود و پنج … نود و شش. هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و بین یک بوته گل رز پنهان شد.

دیوانگی فریاد زد دارم میام. و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و بعد لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود، دروغ ته دریاچه، هوس در مرکز زمین، یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق و از یافتن عشق نا امید شده بود. حسادت در گوش هایش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.
دیوانگی شاخه چنگک مانندی از درخت چید و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای دست کشید عشق از پشت بوته بیرون آمد درحالی که با دستهایش صورتش را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود! دیوانگی گفت من چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می توانم تو را درمان کنم؟ عشق پاسخ داد تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کمکم کنی می توانی راهنمای من شوی.
و اینگونه است که از آنروز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره همراه اوست! و از همانروز تا همیشه عشق و دیوانگی به همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند …


داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

شوهر فقط گفت: “عزیزم دوستت دارم!”

عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.

گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.

اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.

حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.
مردمان


داستان کوتاه کودک قهرمانی که یک دست نداشت

روزگار نو : کودکی ده ساله که دست چپش به دلیل یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد…

پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد!

استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند.

در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.

بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.

استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.

سر انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان ، با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!

سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود.

وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید.

استاد گفت: “دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی. ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود، که تو چنین دستی نداشتی!

یاد بگیریم که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده کنیم!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 21 آذر 1391
morteza hedayati
پنجشنبه 7 دی 1391 08:04 ب.ظ
chera poste akharo pak kardi
morteza hedayatiکلأ با کامنتهای ی سریا حال نکردم
چهارشنبه 6 دی 1391 09:54 ب.ظ
slm chera tamas nagareftid khanome aram
چهارشنبه 6 دی 1391 11:53 ق.ظ
سلام
من خارج كشور دندون خوندم شماره بدید باهاتون تماس بگیرم
سه شنبه 5 دی 1391 09:55 ب.ظ
slm.khahesh mikonam man k goftam khoshhal misham btoonam komaketon konam.age khastin ba in sh tamas bgirin09359387337
سه شنبه 5 دی 1391 02:15 ب.ظ
سلام
ممنون اغا رامین که دوباره جواب پیاممو دادین
ببخشد من می خواستم هر جوری که شده با ایمیل یا ... یه چندتا سوال از اون فردی که گفتین می شناسین بپرسم.
شما لطف کنین اگه واسه تون زحمتی نیست ایمیل ایشون رو واسم پیدا کنین یا کمکم کنین که ایمیلشون رو پیدا کنم.
مرسی از لطفتون
دوشنبه 4 دی 1391 07:03 ب.ظ
slm.aram vaghean ozr mikham man mail nadaram.ama khoshhal misham age betonam komaket konam.
morteza hedayati:D
دوشنبه 4 دی 1391 12:29 ب.ظ
با سلام دوباره
ممنون اقای هدایتی که ایمیلتون رو گزاشتین ولی من ایمیل اون شخصی رو می خوام که با اسم رامین اومدن نظر دادن .اگر اشکالی نداره ایشون لطف کنن ایمیلشون رو بزارن.
دوباره ممنون میشم.
ببخشید از این که این مدت هی مزاحمتون شدم.
morteza hedayatiمن نظر شما رو تأیید میکنم ایشون دیدین دوست داشتن ایمیلشون رو میدن
یکشنبه 3 دی 1391 01:06 ب.ظ
سلام
ممنون از اینکه جواب پیامم رو دادین.خواستم اگه میشه ایمیل خودتونو داشته باشم.
یکشنبه 3 دی 1391 01:05 ب.ظ
سلام
ممنون از اینکه جواب پیامم رو دادین.خواستم اگه میشه ایمیل خودتونو داشته باشم.
morteza hedayatimortezahedayati54@yahoo.com
شنبه 2 دی 1391 09:22 ب.ظ
aram man hamchin kesi soragh daram ama mail nadare.vase khatere geronie doooooooolaram bargashte
شنبه 2 دی 1391 07:23 ب.ظ
باعرض سلام
ببخشید من دنبال یکی می گردم که دندون پزشکی خارج کشور خونده الان واسه ادامه تحصیل برگشته.
لطف کنین اگه همچین کسی هست ایمیلشو بزاره
ممنون میشم
morteza hedayatiبچه ها میبینن اگه دوست داشتن میگذارن
جمعه 1 دی 1391 07:06 ب.ظ
slm.man on kamento didam.ta bode hamin bode to in daneshga.to khodeto narahat nakon morteza jan.shakhsiat va aberoye adama chizi nis k bkhaym bash shokhi konim.moteasefam vase bazia
morteza hedayatiمرسی از نظرت
جمعه 1 دی 1391 01:48 ب.ظ
اقا ی نظر اینجا بود؟کجاااااااااااااااااااااااااااااااسث؟چرا جواب ندادییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟
morteza hedayatiآخه این چ کامنتی بود ک گذاشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد چرا با اسم مستعار نظر میدی؟؟؟
ببین وبلاگ کلی بازدید کننده داره....قشنگ نیست این چیزارو اینجا بنویسی....شوخیشم جالب نبود

بچه ها دیدن اس دادن برو پاک کن......لطف کن اینجوری کامنت نگذار .....اگه شوخیم هست تو دانشگاه هستم بهم بگید...نه اینجا......تازه من از این شوخیا خوشم نمیاد....ی چیزایی قشنگ نیست اینم مثل هموناست ک قشنگ نیست......تکرار نشه لطفأ
سه شنبه 28 آذر 1391 11:16 ب.ظ
واسه پاسخگویی كاملتون تشكر میكنم
morteza hedayatiخواهش میشه
سه شنبه 28 آذر 1391 06:47 ب.ظ
مرسی
اما سوالات مشترك نیست سوالات سراسری هست و سخت و متوسط هست و مثل كنكور آزاد سوالای راحت داخلش نیست
morteza hedayatiچرا سوالام یکم تغییر میکنه........حالا خبرای دقیق دی ماه منتشر میشه
یکشنبه 26 آذر 1391 11:33 ق.ظ
سلام دادا
شاید بعد از مسابقه بوده و خارج از سالن
ما که ندیدیم...
morteza hedayatiبلهههههههههههههه بعد مسابقه بوده
شنبه 25 آذر 1391 09:12 ب.ظ
مرسی كامل و جامع بود
اما كنكور پزشكی كه تیر ماه برگزار میشو د غیر پزشكی هم تیر ماه بود دیگه برگزار نمیشه و سوالات دانشگاه آزاد خصوصا پزشكی كه راحت بود دیگه نیست و باید فقط سراسری بخونی و سوالات سراسری را كار كنی درسته
morteza hedayatiکنکور یکی شده....یعنی یک کنکور و ترازی ک بیارید برای هر 2 دانشگاه حساب میشه
سوالات هم مشترک طرح میشه......نگران نباشید بخواید کلی نگاه کنید ب نفع شماست
شنبه 25 آذر 1391 02:14 ب.ظ
سلام توراخدا جواب بدید
قضیه حذف كنكور آزاد چیه واسم مفصل توضیح بدید یعنی باید یه كنكور سراسری بدیم و آزاد پزشكی دیگه نیست
morteza hedayatiاز من کامل تر تو سایت ها میتونی بخونی......کنکور برای رشته کاردانی و بعضی کارشناسی ها حذف شده....برای رشته هایی ک تقاضا زیاده کنکور هست برای حدوده 20% رشته ها...اما کنکور آزاد و سراسری ادغام شده دیگه ی کنکور بیشتر نمیدیدن.....شما دفترچه بگیرید ثبت نام کنید دی ماه کد رشته دروسی ک دیگه کنکور نداره برای دانشگاه آزاد اعلام میشه.....اینجوری شاید تراز دندان آزاد تهران از اکثر رشته های پزشکی و دارو شهرستان بره بالاتر.....حالا تا دی ماه باید صبر کرد و بعد دید ک آیا انتخاب واحدشم یکی میشه یا نه؟؟؟؟اگه یکی شه 100% تراز دندان آزاد بالاتر میره.......اما کنکورش هست.......نگران نباشید از ی طرفم اگه یکی شه دیگه اینجوری نیست کسایی هم سراسری قبول شن هم آزاد بعد یکی رو ثبت نام کنن...اینجوری ب ترتیب علاقه انتخاب میشه و کسی ک ی رشته ای رو میزنه میره.....از این نظر شانس قبولی بالاتر میره....تلاش کنید خدا بزرگه....در کل ب نفع همه میشه این طرح
پنجشنبه 23 آذر 1391 05:48 ب.ظ
بازم سلام
نه دادا هیچکی از کارای من نخوند حتا خودم
morteza hedayatiپس خودت چون سرت شلوغ بوده متوجه نشدی.......آخر مسابقه تو ی برگه ی شعرت ب کنایه تقدیم میشه ب نفر دوم مسابقه...دقیقش رو از علیرضا رجبی بپرس
چهارشنبه 22 آذر 1391 09:46 ب.ظ
سلام دادا
مثل همه ی پستای قبلیت قشنگ بود،ممنون
morteza hedayatiمجتبی جان میخوامت................دادا شنیدم اون مشاعره رو ترکوندید......آخرشم ی شعر از خودت رو کرده علیرضا دمتون گرم
چهارشنبه 22 آذر 1391 08:10 ب.ظ
kheyli ghashango amozande bod.tnx.
morteza hedayatiمرسی از نظرت رامین جان
چهارشنبه 22 آذر 1391 10:41 ق.ظ
قشنگ و جالبه
morteza hedayatiفدات مجتبی جان
سه شنبه 21 آذر 1391 07:30 ب.ظ
جدیدترین مستند از اقبال تا انکار
مسائلی درباره زندگی پس از مرگ و...
و صحبت هایی درباره بزرگی و عظمت خداوند و بخشش زیاد خدا در مقابل افراد گناه کار که توبه کرده اند… ... توصیه می کنم دوستانی کمی در زندگی ناامید شده اند این فیلم دوست داشتنی را حتما نگاه کنند
shop.avayeentezar.com
morteza hedayatiمرسی از پیشنهادت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.