تبلیغات
دانشجویان دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89 - همه چهار زن دارند
 
دانشجویان دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به بچه های واحد دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89 می باشد.
dentistrybahman89@yahoo.com

مدیر وبلاگ : n@z@nin
نظرسنجی
نظرتون در مورد ادامه فعالیت وبلاگ چیه؟؟؟؟لازم هست ک ادامه داشته باشه؟؟؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بودکه 4 زن داشت  . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام باجواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد.. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد. پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد

 
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بودمرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.
روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد.به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :
من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره  خواهم شد !"
بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند .اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :
" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام وانواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"
زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.
ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:
من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"
زن گفت :"البته که نه!زندگی در اینجا بسیار خوب است .تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم "قلب مرد یخ کرد.
مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :
" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"
زن گفت :"این بار با دفعات دیگر فرق دارد .من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد
.
در همین حین صدایی او را به خود آورد

" من با تو می مانم ،هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش  کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت:" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم..."

در حقیقت همه ما چهار زن داریم  !
الف : زن چهارم که بدن ماست .مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.
  : ب زن سوم که دارایی های ماست .هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.
  :د  زن اول که روح ماست.غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 15 شهریور 1391
morteza hedayati
جمعه 17 شهریور 1396 10:23 ق.ظ
I savor, result in I discovered exactly what I was looking
for. You've ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:08 ب.ظ
Hi there, I do believe your blog could possibly be having internet browser compatibility problems.

Whenever I take a look at your site in Safari, it looks fine however, when opening in Internet Explorer, it has some overlapping issues.
I simply wanted to give you a quick heads up! Besides that, wonderful site!
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:40 ق.ظ
Heya i am for the first time here. I found
this board and I in finding It really useful & it helped
me out much. I am hoping to provide one thing again and help others like you aided me.
دوشنبه 28 فروردین 1396 09:38 ب.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your weblog and
in accession capital to say that I acquire actually enjoyed account your weblog posts.
Anyway I'll be subscribing for your feeds and even I fulfillment you get right of entry
to consistently rapidly.
جمعه 25 فروردین 1396 04:21 ب.ظ
Magnificent items from you, man. I have have in mind your stuff
prior to and you are simply extremely magnificent. I actually like what you've
acquired right here, certainly like what you're saying and the way during which you say
it. You are making it entertaining and you continue to care for
to stay it smart. I can not wait to read far more from you.
That is really a tremendous website.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:18 ب.ظ
Thank you for another wonderful post. The place
else could anyone get that type of info in such an ideal approach
of writing? I've a presentation next week, and I'm at the look for such information.
دوشنبه 20 شهریور 1391 02:08 ب.ظ
ghashang bud mamnun az postetun........
morteza hedayatiمرسی از نظرت
پنجشنبه 16 شهریور 1391 11:06 ب.ظ
man ebrat gereftam :)) mercc
morteza hedayatiمرسی از نظرت
پنجشنبه 16 شهریور 1391 09:20 ب.ظ
mortezahedayati54@yahoo.com

این ایمیل


اینم برای مهسا:
مهسا مرسی بابت ِ نظرت
پنجشنبه 16 شهریور 1391 02:55 ب.ظ
ایمیلتونو میدین لطفا
morteza hedayatiبالا تو ی نظر گذاشتم
چهارشنبه 15 شهریور 1391 05:18 ب.ظ
kamelan 2roste
albate inke kasi ino bedone ye chize
inke bedone va behesh amal kone ye chize digast
mohem amale k har kasi az pasesh bar nemiad
rasti ye chizi
injor k malome in ghazie faghat darmorede aghayoon sedgh mikone
vagarna khanoma k nemitonan 4 ta ZAN dashte bashan...magar inke 4 ta SHOHAR!!!!!
vaaaaaaaaaaaaaaaaaaay
hatta fekr kardan behesh ham gheyre momkene
fek kon...
1doonasham be zoor mishe tahamol kard
vali jedi matlabe amoozandei bood
mc
rasti omidvaram farda hamegi emtahanetono aaaaali bedid
movafagh bashid
morteza hedayatiمرسی از نظرت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر