تبلیغات
دانشجویان دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89 - داستان عاشقانه‌ی یک شعر
 
دانشجویان دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به بچه های واحد دندانپزشکی آزاد تهران ورودی بهمن 89 می باشد.
dentistrybahman89@yahoo.com

مدیر وبلاگ : n@z@nin
نظرسنجی
نظرتون در مورد ادامه فعالیت وبلاگ چیه؟؟؟؟لازم هست ک ادامه داشته باشه؟؟؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
این مطلب رو خیلی وقت بود خونده بودم اما شک داشتم ک درست و حقیقت باشه...تازگی ها یکی از دوستان برام این رو باز ایمیل کرد....رفتم تو گوگل گشتم دیدم ی چند جایی هست گفتم بخونید بد نیست






 

این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم

شعری زیبا از مهرداد اوستا :

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم



اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟
 

 

ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده.

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می‌گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد.
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می‌شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می‌کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود . تا اینکه یک روز  مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می‌بیند…

مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می‌شود.
بله نامزد اوستا فرح دیبا بود ..

در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می‌شود. و در نامه ای از مهرداد اوستا می‌خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می‌سراید..
حالا یک بار دیگه شعر رو بخونید ….




راستی این ی بیت رو داشته باشید وقت شد پستش رو بعدأ میگذارم ببینید......امروز ی چیزی دیدم.....ک ب این نتیجه رسیدم

اگه قرار باشه زنده بمونی حتی از 50-60 متری هم سقوط کنی نمیمیری


گر نگه دار من آنست ک من میدانم......شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 19 مرداد 1391
morteza hedayati
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:58 ق.ظ
Hi to every body, it's my first visit of this blog; this weblog
contains amazing and in fact good material designed for visitors.
دوشنبه 28 فروردین 1396 06:44 ق.ظ
Wonderful beat ! I wish to apprentice at the same time as you amend your site, how can i subscribe for a weblog website?

The account helped me a applicable deal. I were
tiny bit familiar of this your broadcast offered vibrant clear idea
جمعه 25 فروردین 1396 09:43 ق.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme. Did you design this website yourself or did you hire someone to do it for you?

Plz reply as I'm looking to design my own blog and would like to know where u got this from.
thank you
شنبه 21 مرداد 1391 02:54 ب.ظ
سلام آقا مرتضی خوبی
مطلب قشنگ و عالی بود این مطالبو از كجا میاری
راستی یه مدتی است جواب پیامك ما را نمیدی با ما قهری اگه اذیتت كردم و ناراحتت كردم معذرت میخام ما دوستت داریم بی نهایت
morteza hedayatiمرسی از نظرت.....مجتبی تو ب من زنگ زدی...گفتم سوال داشتی باز زنگ بزن



گفتم از ایرانسلم ب خط ثابتت اس نمیرسه...باز فقط اس میدی؟؟؟؟
شنبه 21 مرداد 1391 02:47 ب.ظ
زهرا کوچولوی 4ماهه برای پیوند مغز استخوان به پلاکت خون گروه خونی AB+ نیاز دارد

شرایط:
1-مرد باشد

2-سن بین 18 تا 50 سال


3-وزن 50 کیلو به بالا


شماره تماس پدر زهرا کریمی :09127265605


اگه خودتون یا آشنایی با این شرایط دارید ی تماس بگیرید.....اگه دوست دارید این رو توی فیس بوک یا هر شبکه اجتماعی دیگه منتشر کنید شاید برسه ب دسته کسی ک این شرایط رو داره



بنی آدم اعضای یکدیگرند...........

شنبه 21 مرداد 1391 12:08 ق.ظ
Manam jaye in khanume budam beyne shah va ishun shaho entekhab mikardam...
Kheyli tabiyie!!!
Porrooo sheram gofte??!
Boro babbaaa:))
morteza hedayatiکاش با اسم نظر میدادی.........من خواستم دلیل این ک باعث شده این شعر رو بگه توضیح بدم



وگرنه 100% موافقم....طرف ی دکتر مهندسم بود باید بشینی بهش فکر کنی



با احساس و دل نمیشه ی عمر زندگی کرد اونم تو ایران ک ادبیات درآمدی نداره....



حالا فکر کن طرف شاه تشریف داره اوف.......من اینهمه خوشبختی محاله محاله
جمعه 20 مرداد 1391 08:25 ب.ظ
wow...jedan!!?!?!?in post movasaghe????man vagheaaaan in shero dust daraaaam...alan k angizeye shaero fahmidam bishtar....merci dooste aziz
morteza hedayatiمرسی بیتا .......گفتم 100% مطمئن نیستم اما شنیدم ک درسته...یعنی خوندم چند جا
جمعه 20 مرداد 1391 07:10 ب.ظ
سلام
من میخوام انتخاب رشته کنم
خواستم بپرسم دانشگاتون چطوره
بیشتر از استاداتون میخام بدونم که خوبن یا نه
شنیدم چند تا استاد از دانشگاه تهران میان دانشگاتون
یکم اطلاعات میدین
ممنون
morteza hedayatiدانشکده دندانپزشکی آزاد واحد تهران بی تردید جز 3 دانشکده برتر ایرانه چ از نظر سطح علمی



اساتید چ از نظر دانشجوهاش....بله معمولأ دانشگاه های آزاد تهران از کادر علمی دانشگاههای سراسری استفاده میکنن
جمعه 20 مرداد 1391 02:23 ب.ظ
sepas gozar az matalebe jaleb!
khoshh hal misham jaryane shishe va sang ro ham bezari!
morteza hedayatiمرسی از نظرت.....این شعر راجع ب نجات ی بچه ست ک تو ی تصادف عجیب هیچ صدمه ای نمیبینه
پنجشنبه 19 مرداد 1391 11:05 ب.ظ
Delam barat tang shod nabudi post bezari.
Kheili qashang bud mersi
morteza hedayatiی 2-3 روز حس وبلاگ نبود.....دیدم کسی پست نگذاشت.باز من گذاشتم :دی مرسی از نظرت
پنجشنبه 19 مرداد 1391 10:58 ب.ظ
از گوگل اومدم اون آخر آخرا کامنت گذاشتم
morteza hedayatiخوش امدی وبلاگت رو دیدم جالب بود
اون آخر آخرا ک میگی کجاست؟؟؟؟
پنجشنبه 19 مرداد 1391 06:41 ب.ظ
گر نگه دار من آنست ک من میدانم......شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد


این ی بیت خیلی عالی بود حال کردم خودم


دوستان لطف کنید بی نام نظر ندید ....

مهم این ِ ک چند روز ی بار ی پست جدید بگذاریم ک بچه ها ب وبلاگ سر میزنن ی چیز جدید ببینن تکراری نباشه..همین

این کسایی ک فرمودن پست جدید این پست برای شما....
morteza hedayatiوای پستت عالی بود :دی
خودم خودم رو تحویل گرفتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر